ابراهيم عاملي ( موثق )

138

تفسير عاملي ( فارسي )

پانصد و هشتاد و شش سال پيش از ميلاد يهود را به آن جا برد و هفتاد سال باسارت بودند و كورش كبير پس از فتح بابل آنها را آزاد كرد . و سحر « 1 » اين بوده است كه مردم كلده براى نجات از دشمن سحر را دستاويز خود مىكردند و جادوها مىتوانستند زنجير از گردن شيطان بردارند و مردم را بدبخت كنند و يا با اوراد و پاشيدن آب مقدّس و جوشاندن علفهاى جاد و شيطان را دور كنند و با نوارهائى كه به شكل مقدّسات دستدوزى مىشد و با طلسمها و تعويذها وسيله‌ى خوشبختى را فراهم كنند . * ( هارُوتَ ) * الخ - 102 طبرى : دو فرشته به اين نام مغرور بندگى خود شدند و انديشيدند كه ما ارجمنديم و آدميان ارزشى ندارند . پس به آنها خطاب شد : به زمين رويد و بندگى كنيد . آنها ببابل فرود آمدند و گرفتار عشق زهره شدند و براى خاطر او شراب نوشيدند و آدم كشتند و بىعفتى نمودند و بت پرستيدند و بسزاى اعمالشان در چاه بابل از مژه‌ى چشم آويخته شدند و انتظار دارند بشفاعت پيغمبر يا به راه ديگر عاقبت آمرزيده شوند . و جادو را مردم از آنها فراگرفتند و خودشان بهنگام ياد دادن جادو مىگفتند : ما در آزمايش و آشوب اخلاقى گرفتار شديم و شما به ياد گرفتن جادو كافر نشويد و آن را به راه بد به كار نبريد . مجمع : مىشود كلمه‌ى هاروت و ماروت مربوط بشياطين باشد يعنى شياطين بنام هاروت و ماروت كافر شدند . صافى : از امام صادق ع روايت است پس از نوح جادو زياد شد . دو فرشته بفرمان حق نزد پيغامبر آن روزگار آمدند براى نمودار كردن جادو و راه نابودى آن و پيغمبر به آن دو دستور داد كه ميان مردم بروند و از جادو و بهره‌ى بد آن با مردم سخن بگويند تفسير سيد احمد خان هندى : هاروت و ماروت از مردم تاريخى هستند كه در شام بوده‌اند و از كتاب مستر ( هايد ) معلوم مىشود كه ميان مجوسيان قصّه‌هاى بيهوده زياد از آنها رواج داشته است . و مراد از ملكين در آيه دو مرد صالح است چنان كه در داستان

--> ( 1 ) همان كتاب تاريخ ص 81 .